رهبر من نور چشمان من است

رهبر من نور چشمان من است

سرکردگان داعش طی درگیری های دیشب داعش با ارتش سوریه در اطراف فرودگاه نظامی طبقه به درک واصل شد.

هلاکت یکی از کلیدی ترین فرماندهان داعش توسط ارتش سوریه هلاکت یکی از کلیدی ترین فرماندهان داعش توسط ارتش سوریه هلاکت یکی از کلیدی ترین فرماندهان داعش توسط ارتش سوریه هلاکت یکی از کلیدی ترین فرماندهان داعش توسط ارتش سوریه

داعش و وهابیت نماینده اهل سنت نیستند

حجت الاسلام مهدی مسائلی
 
تقسیم کار دشمن و دوست برای ایجاد تفرقه!
دشمنان اسلام برای ایجاد فاصله میان مذاهب اسلامی و تشدیدِ خصومت های فرقه ای همواره روش های پیچیده ای را به کار بسته اند که متأسفانه غفلت و عدم آگاهی از چند وچون این روش ها موجب شده که افرادی ناخواسته به مزدوری دشمنان درآمده و به تحقق اهداف آنان کمک کنند. 
یکی از روش های متداول دشمن در این زمینه، تأسیس و تقویت و هدایت جریان های افراط گرا در مذاهب اسلامی، و معرفی آنها به عنوان تفکر حاکم بر این مذاهب است. 
به دیگر سخن این جریان های افراط گرا مأموریت دارند با پرچم داری از مذهبی خاص، به دیگران این گونه القاء کنند که سایر پیروان آن مذهب نیز همچون آنها اندیشیده و رفتار می کنند. 
البته از سوی مقابل، عده ای نیز مأموریت می یابند تا با پخش شایعات و گزارش هایی جهت دار به مخالفان مذهبی بقبولانند که این گونه نسبت ها صحیح است. 
نمونه آن که سال هاست از یک سو جریان وهابیت خود را به عنوان اهل سنت واقعی معرفی نموده و با گمراه دانستن مذاهب و اندیشه های دیگر اهل سنت، به طرد و مقابله با آنها می پردازد. آن گونه که در کشور عربستان اندیشه ها و مذاهب دیگر اهل سنت نیز مجالی برای فعالیت و اظهارنظر ندارد. این در حالی است که این کشور خود را نماینده و پرچم دار اهل سنت می داند و در تلاش است تفکر حاکم بر این کشور را تفکر غالب بر تمام اهل سنت جلوه دهد. 
متأسفانه از سوی دیگر عده ای از شیعیان نیز عامدانه و یا از روی ناآگاهی بر این انتساب صحه گذاشته و عقاید وهابیت را عقاید اهل سنت جلوه می دهند. 
البته دشمنان مشابه همین جنگ تبلیغاتی در مورد شیعیان نیز به کار بسته اند و همزمان با تأسیس و تقویت جریان های افراط گرا در شیعه، به اهل سنت این گونه القاء می کنند که این گروه ها نماینده تفکر شیعه بوده و اعتقادات و رفتارهای موهن و زشت آنها نمونه و تصویری از افکار و رفتارهای شیعیان است. 
بازی خوردن محدث نوری از عوامل بریتانیا
برای روشن شدن این بحث لازم به ذکر نمونه ای تاریخی هستیم. متأسفانه در عصر معاصر شیعه متهم به اعتقاد به تحریف قرآن شده است و عده ای جاهل و یا مزدور از میان اهل سنت همواره بر این نسبت تأکید می ورزند؛ یکی از عواملی که به ترویج و تبلیغ این نسبت دروغین کمک فراوانی نمود تألیف کتاب « فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب الارباب» توسط محدث نوری بوده است. اگرچه نقل شده که وی در اواخر حیاتش از تألیف و نحوه نام گذاری این کتاب پیشمان گشته بود، ولی درباره انگیزه تألیف این کتاب توسط محدث نوری گزارش معتبری بیان شده که روشنگر بسیاری از توطئه های دشمنان است. محقق وعالم بزرگ سردار کابلی می گوید: از میرزا حسین نوری پرسیدم: چرا چنین کتابی نوشتی که مایه خجالت ما و تهاجم معاندین گردد؟ 
محدث نوری گریست و گفت: معمم سید هندی ای نزد من آمد و به من گفت: اگر خدا اسم علی را در قرآن آورده بود دیگر به این شکل حقش غصب نمی شد و به این شکل خانه نشین نمی شد؛ و اصرار بسیار نمود که کتابی نوشته شود در نقص قرآن که باعث تسکین قلب های ما باشد و محبت ما را به امیرالمؤمنین بیشتر نماید، و با اصرار خواست که لااقل روزی یک صفحه از آن کتاب نوشته شود، و خودش هر روز نزد من می آمد و صفحه ای از روایات در مورد تحریف را از من می گرفت. وقتی کتاب به پایان رسید، دیگر او نیامد و از او خبری نشد. یک بار که اتفاقا در بغداد برای اخذ ویزا به سفارت بریتانیا رفتم -زیرا آن زمان عراق تحت سلطه بریتانیا بود- دیدم یکی از اعضای سفارت به من نگاهی طولانی می کند. او را نگریستم و احساس کردم او را قبلاً جایی دیده ام. به من سلام کرد خود را شناساند که همان سید هندی است که هر روز نزد من می آمده و خواستار صفحات کتاب فصل الخطاب می شده، با این عضو سفارت انگلیس بوده است. 
 
داعش ابایی از کشتار اهل سنت ندارد
متأسفانه در سال های اخیر نیز شاهد رشد بی سابقه افراط گرایی در میان مذاهب اسلامی بوده ایم آن گونه که داعیه داران آنها خواهان حکومت و تسلط فکری و نظامی بر تمام جهان اسلام هستند. گروه داعش نیز یکی از این جریان ها است که البته اسناد و مدارک معتبر و روشنی حاکی از نقش مستقیم سرویس های جاسوسی آمریکا و اسرائیل در تشکیل آن دارد. این گروه تندرو اگرچه خود را پرچم دار و حامی اهل سنت معرفی می نماید، ولی هرگونه مخالفت فکری و عملی با خود را از ناحیه اهل سنت نیز برنتافته و آنها را نیز را با اکراه و اجبار به توبه و همراهی با خویش وا می دارد و در صورت عدم پذیرش این دعوت ابایی در قتل و کشتار اهل سنت نیز ندارند. 
بااین همه، متأسفانه عده ای می خواهند که تفکر گروه های متحجری همچون داعش را تفکر حاکم بر اهل سنت جلوه داده و تقابل و دشمنی این گروه های مزدور با شیعه را جنگ شیعه و سنی نشان دهند. 
راست اینکه هم اکنون فتنه گران مذهبی با استفاده از تمام امکانات رسانه ای و تبلیغاتی در تلاشند به گزارش ها و شایعات بی پایه و دروغین دامن زده و از کاه کوه بسازند، همچنان که حمایت حاکمان فاسد و مزدور جهان عرب و اذناب آنها از داعش را حمایت اهل سنت از داعش تعریف می کنند. و یا تصاویر افراط گرایانی که در بعضی از کشورهای عربی و مسلمان به حمایت از داعش پرداخته اند را برجسته ساخته و چنین القاء می کنند که این اقلیت افراط گرا، اکثریت مردم اهل سنت این کشورها هستند. 
باید بدانیم که در چنین جنگ روانی و فضای مسمومی، هدایت و پیروزی از آن کسانی است که با تکیه محکمات و اصول خدشه ناپذیر دینی، از متشابهات دوری گزیده و از دامن زدن به شایعات اجتناب می ورزند.

پوسترعمامه آمریکایی!

یک سانتی متر فاصله عمامه رسول الله و عمامه آمریکایی

پوسترشیعه انگلیسی

شیعه انگلیسی

پوستر/آن تشیع به درد شیعه نمی خورد!

http://www.fetan.ir/home/wp-content/uploads/2014/07/si7XIIo.jpg

یاسر الحبیب





یاسر حبیب
زادروز ۱۹۷۹ (میلادی)
کویت، Flag of Kuwait.svg کویت
محل زندگی لندن، Flag of England.svg انگلستان
مذهب شیعه دوازده‌امامی
وبگاه
سایت القطره

انقلاب اسلامی همواره خاری بوده در چشم دشمنان اسلام. این واقعیتی است که امروز هیچ کس قادر به انکار آن نیست. سیل توطئه ها و تهدیدها و تحریم ها بهترین گواه بر این مدعاست. 

نکته جالب این است که معمولا دشمنان این انقلاب علیرغم تفاوت های ظاهری شان در دشمنی با آن به وحدت می رسند! نمونه واضح و عیان آن شبکه های تندروی شیعی و شبکه های وهابی است. این ها هرچند در ظاهر از هیچ فحش و فضیحتی علیه هم دریغ نمی کنند ولی در مورد دشمنی با انقلاب اسلامی کاملا با هم همسو هستند! به نمونه ای از وحدت مواضع افراطیون شیعه و وهابی می پردازیم. 

۹۵ درصد شیعیان دنیا مخالف انقلاب اسلامی

حسن الهیاری، کارشناس شبکه شیعی افراطی اهل بیت در تاریخ ۲ خرداد ۹۲ میگوید:« ۹۵ درصد شیعیان دنیا با انقلاب اسلامی دشمن هستند و رهبر آن را قبول ندارند.» الهیاری در ادامه مستقیما آیت الله خامنه ای را مورد لعن و نفرین قرار می دهد. جالب اینکه شبکه وهابی وصال حق در تاریخ ۵ خرداد ۹۲ این جملات را از شبکه خود پخش کرد! این شبکه وهابی در ادامه سخنان مجتبی شیرازی از افراطیون شیعه ساکن لندن که در آن نسبت به مقام معظم رهبری تعابیر توهین آمیزی بیان می شود را نیز پخش کرد!» 

الهیاری بار دیگر و در تاریخ ۲۰ /۳ /۹۲ میگوید: «چشم و گوش خود را باز کنید، حکومت دجالی ایران کارهای خطا، مال مردم خوردن ها و دین و مذهب را به سخره گرفتن های خود را به اسم اسلام بیان می کند.» 

شبکه وهابی کلمه نیز در تاریخ ۲۲ /۶ /۹۲ درباره انقلاب اسلامی می گوید: « اعمال حکومت ایران از یزید بدتر است و یزید مریدانی بهتر از اینها ندارد… اگر یزید جنایت کرد هرگز ادعای تقدس نداشت. ولی در ایران با نام دین سر می برند و ظلم می کنند.»

 

۲۲ بهمن، روز سیاه تاریخ ایران!

الهیاری در تاریخ ۱۷ / ۸ /۹۲ در حمله به انقلاب اسلامی می گوید:« ضربه ای که بعد از انقلاب به تشیع زده است تا به حال کسی نزده است.» ملازاده کارشناس شبکه وهابی وصال نیز در تاریخ ۱ / ۴ /۹۲ گفته بود: «خمینی در روز سیاه تاریخ ایران یعنی ۲۲ بهمن ۵۷ شاه را از اریکه قدرت فرود آورد و خود جایش نشست… خمینی گفت من نائب مهدی هستم و این بزرگترین بدعتی بود که در تاریخ اسلام بنیان گذاری شد.» 

جالب اینکه حسن الهیاری در جواب هر انتقادی که به او وارد می شود، فحاشی به انقلاب اسلامی را سرلوحه کار خود قرار میدهد. مثلا وقتی شیعیان در تماس با این شبکه از توهین به مقدسات اهل سنت توسط الهیاری انتقاد می کنند، او اینگونه پاسخ می دهد: « شما جماعت دجالیه (طرفداران جمهوری اسلامی) چون قلبتان با جماعت عمریه (اهل سنت) یکی است، فکر می کنید استدلال های من فحش است. مشکل شما این است که چون من ثناخوان آن رهبر شما نیستم و این انقلاب بدعت شما را تایید نمی کنم، باعث شده استدلال های مرا فحش بدانید. » 

شبکه وهابی کلمه نیز انقلاب اسلامی ایران را غیر دینی می داند. کارشناس این شبکه در تاریخ ۱۰ خرداد ۹۲ می گوید: «در ایران همه مسئولین شعار می دهند و رهبر ایران هم فقط شعار می دهد… دین اینها مجموعه از همین شعارهاست و با مداحی هایی که ظاهر زیبایی دارند به آرایش دین خود می پردازند… کشور ما یکی از بی دین ترین کشورهاست.» 

تحریم شرکت در انتخابات ایران

حسن الهیاری کارشناس شبکه اهل بیت در تاریخ ۱۵ اسفند ۹۲ شرکت در انتخابات ایران را حرام اعلام میکند. در طرف دیگر نیز کارشناس شبکه وهابی وصال در تاریخ ۲ خرداد ۹۲ می گوید: «در هر انتخاباتی چه سبزها پیروز شوند چه اصولگراها فرقی ندارد. همان اندازه که در زمان ریاست هاشمی رفسنجانی آسیب دیدیم و بزرگان اهل سنت شهید شدند به همان اندازه هم اهل سنت در زمان ریاست جمهوری خاتمی آسیب دیده است… طبق موازین دینی اهل سنت، شرکت در انتخابات هیچ معنی و مفهومی ندارد. شرکت ما غیر از اینکه خود را زشت و بدنام می کنیم هیچ نفع دیگری ندارد. نه تنها برای اهل سنت بلکه برای اقوام دیگر ایران هم هیچ فرقی ندارد و شرکت در انتخابات فقط باعث سرافکندگی خواهد شد.» 

از دیگر اظهارات جالب جناب الهیاری، سخنان وی درباره جنگ تحمیلی صدام علیه ایران است. او در تاریخ ۴ /۷ /۹۲ می گوید: «بیشتر لشگر صدام از شهرهای نجف و کربلا و بصره بودند. شما با نام اهل بیت در جنگ ایران و عراق به جنگ طرفداران اهل بیت رفتید. کسانی که از طرف مقابل شما کشته می شدند، همه شیعه بودند. شما ایرانی ها عراق را انگولک کردید که به کشورتان حمله شد. شما در ایران فتنه کردید. صدام هم به شما حمله کرد.» 

او همچنین در تاریخ ۱۸ / ۸ /۹۲ می گوید: «آقای خمینی و علمای روحانی که در ایران بودند نسبت به علمای عراق چشم و هم چشمی شدید داشتند و در نفس خود نسبت به علمای نجف احساس حقارت می کردند. لذا جنگی را به راه انداختند و گفتند جنگ جنگ تا پیروزی.» 

من ضد اسرائیل صحبت نمی کنم!

اما دشمنی جناب الهیاری با انقلاب اسلامی با صرف فحاشی به آن تمام نمی شود، بلکه روی دیگر سکه حمایت از آمریکا و اسرائیل است. او در تاریخ ۵ / ۴ /۹۲ می گوید: «من بر ضد اسرائیل صحبت نمی کنم. ۶۰ سال پیش که اسرائیلی نبود اما این ظلم ها در دنیا زیاد بود. اگر اسرائیل از بین برود آیا عالم گلستان می شود؟ نه. این همه مواد مخدر، طلاق و اختلاف بین والدین و فرزندان و … به اسرائیل ربطی ندارد.» 

او همچنین در تاریخ ۱۳ / ۸ /۹۲ می گوید: «از آمریکا یزید نسازید. شما فقط معارف اهل بیت را بیان کنید. مجلس روضه، سازمان ملل نیست که مسائل بین المللی را آن جا بیان کنید. آنجا فقط مداحی کنید تا نزد حضرت زهرا روسفید شوید.»

شناختی مختصر از پیشوای فرقه ی شیرازی

به گزارش فتن ٬ سید صادق حسینی شیرازی، مشهور به سید صادق شیرازی عنوان یکی از آقازادگان حوزه ی کربلا می باشد که در ۲۰ ذی‌الحجه ۱۳۶۰ قمری (۱۸ دیماه۱۳۲۰ هجری شمسی) در عراق به دنیا آمد و به سبب شان و رسومات خانوادگی، در سن ۱۰ سالگی بدون داشتن بهره ی کافی از معالم دینی، ملبس به لباس روحانیت گردید و پس از وفات پدر مجتهد خود آیت الله سید مهدی حسینی شیرازی در ۲۸ شعبان ۱۳۸۰ هجری قمری (بهمن ماه ۱۳۳۹ هجری شمسی)، به سرعت خود را مجتهد خوانده و به همراه دیگر اعضای بیت پدر، برادر ارشد خود سید محمد را مرجع تقلید نامیدند.

اگر چه بنا بر نظر بسیاری حتی آیت الله سید مهدی شیرازی نیز در عصر خود هیچ گاه به عنوان یک نیروی علمی قوی در حد اجتهاد عامه مطرح نبوده و تنها از اصحاب و حواریین مهم و شناخته شده ی مرحوم حاج آقاحسین قمی به شمار می‌آمده که شاخصه ی اصلی ایشان تقوا بود؛ یعنی جنبه تقوای ایشان بیش از جنبه عِلمیت‌ و اجتهاد در ایشان برجسته و متذکر می بود که به همراه موضوع نوادگی مرحوم میرزای شیرازی موجب احترام فوق العاده ی ساکنان کربلا به بیت شیرازی و برگزیدن ریاست منطقه ای سید مهدی شیرازی پس از وفات حاج آقاحسین قمی در سال ۱۳۶۶ هجری قمری (۱۳۲۵ هجری شمسی) گردید؛ با این وجود شاید مسامح تا وجاهت سید محمد شیرازی می پذیرفت تا وی به عنوان جوانی متولد ۱۳۴۷ هجری قمری (۱۳۰۵ هجری شمسی)، پس از وفات پدر، در سن حدودا سی سالگی بر مقام اجتهاد دست یافته باشد؛ اما به هیچ عنوان چنین تصوری از برای سه پسر دیگر آیت الله سید مهدی متصور نبود؛ چه آنکه ایشان را پس از پدر بتوان مرجع و جایز التقلید قلمداد نمود. 

بر این اساس قطع به یقین سید صادق در زمان فوت پدر در سال ۱۳۳۹ هجری شمسی، نوجوانی تازه بلوغ یافته محسوب می گردید که کسوت لباس روحانیت از برای وی تنها به عنوان پوشش و لباسی بیرونی موضوعیت داشت و لاغیر؛ زیرا لباس و پوشش بیرونی مردان در خاندان شیرازی از قدیم الایام عبا و عمامه بوده و این رسم تا به امروز نیز در میان خاندان ایشان رواج دارد که فرزندان ذکورشان را از ۱۰ سالگی چنین لباسی بر تن می نمایند. 

با این همه تفکر و سیره ی موروثیت مرجعیت در بیت شیرازی، موجب گردید تا ایشان سید محمد سی و چند ساله را پس از وفات پدر به عنوان مرجع اعلم به مرجعیت رسانده و سید صادق و سید حسن و سید مجتبی نیز در کنار ایشان، به عنوان مجتهد معرفی و اصحاب استفتاء وی را تشکیل دهند؛ البته در این میان سید حسن شیرازی پس از چندی عازم شامات گردید و به فعالیت‌های خود توسعه داد و علاوه بر سوریه در لبنان و مصر نیز به فعالیت پرداخت و در این زمینه با امام موسی صدر نیز روابط حسنه‌ای برقرار نمود؛ روابطی که در نهایت به سبب تفکرات قشری و متعصبانه ی سید حسن پس از چندی به تیرگی انجامید و کار اختلاف وی با امام موسی صدر تا به جایی رسید که امام خمینی، پرداخت سهم امام به طلاب و شاگردان سید حسن شیرازی را حرام اعلام کرد و در مقابل سازمان امنیت رژیم پهلوی (ساواک) نیز برای قدرت‌گیری سید حسن تلاشهای بسیاری نمود؛ تلاشهایی که شهید چمران در جایی به آن اشاره و رسما اعلام می کند که طرفداران سید حسن با جنگ تبلیغاتی اعصاب ما را ناراحت می‌نمایند و شهدای ما را مسخره کرده، می‌گویند شهید نیستند زیرا فتوایی برای قتال از مرجع که لابد همان سید حسن شیرازی است وجود ندارد…

و از دیگر سو نیز سید مجتبی که در دوران پهلوی به ایران آمده بود نیز با پیروزی انقلاب اسلامی، به سرعت به دامان انگلیس رفته، مقیم لندن شد و در آنجا فعالیتهای به اصلاح اسلامی و تبلیغی خود را پیگیری نموده و در این میان تنها سید صادق دوشادوش سید محمد در سال ۱۳۴۹ هجری شمسی به کویت عظیمت نموده و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ هجری شمسی به قم آمده و کربلاییها را تحت لوای حزب شیرازیها و مرجعیت نوادگان میرزای شیرازی سازماندهی نمودند. 



در مجموع باید دانست که اعلام مرجعیت سید محمد شیرازی اگر چه در ابتدا با مخالفتهای شدید و موضع گیری وسیع علمای تراز اول آن دوران از جمله آیت الله سید ابوالقاسم خویی و مرحوم آیت الله سید محمود حسینی شاهرودی همراه و حتی مورد انکار استاد وی آقای شیخ یوسف حایری قرار گرفت، اما به مرور زمان و به سبب توانمندی ایشان بر ایجاد استحکام سازمانی قوی از کربلاییها، حول خود و متحزب نمودن جمعی از روحانیون که اگر چه وزنه علمی بالایی نداشتند و چندان مشهور و سرشناس نبودند، اما با انتشار اعلامیه‌ای به اعلمیت و جایزالتقلید بودن ایشان گواهی و با تلاش بسیار این اعلامیه را به سرعت در سراسر عراق و همچنین کویت پخش نموده؛ در نهایت همه ی این اقدامات موجب شد تا سید محمد بتواند بر اوضاع مسلط و مرجعیت خود را قوت بخشیده و سازمانی حزبی از کربلاییها را تحت مرجعیت خود، به گونه ای هماهنگ و یک‌نواخت سامان دهد که با حرکتی برنامه ریزی شده مرجعیت را به عنوان امری وراثتی در بیت شیرازی مبدل و تفکر وراثتی بودن مرجعیت از برای نسل میرزای شیرازی را به عنوان تصوری غیر قابل انکار در ایشان نهادینه سازد.

مرحوم آیت‌الله خاتم یزدی در خاطرات (لینک) خود درباره چگونگی اعلام مرجعیت و فعالیت‏‌های مرحوم آیت‌الله سیدمحمد شیرازی و موضع‌گیری‌اش درباره انقلاب، امام خمینی(ره) و نظام اسلامی می‌گویند. این مطالب به نقل از کتاب خاطرات ایشان نقل می‌گردد:

منبع: خاطرات آیت‌الله خاتم یزدی، چاپ اول، بهار ۱۳۸۱، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی

آیت الله سید محمد شیرازی

[چگونگی اعلام مرجعیت آیت‌‏الله شیرازی]

آقای سیدمحمد شیرازی چند سال بعد از رحلت پدرش و تقریباً در عنفوان جوانی، ادعای مرجعیت کرد و جمعی از روحانیون نیز که وزنه علمی بالایی نداشتند و چندان مشهور و سرشناس نبودند، با انتشار اعلامیه‌ای به اعلمیت و جایزالتقلید بودن ایشان گواهی دادند و این اعلامیه به سرعت در سراسر عراق و همچنین کویت پخش گردید.

گفتنی است که این عده حدود پانزده نفری چنان در دفاع و طرف‌داری از آقای شیرازی مصمم و داغ بودند که مرحوم آقای خویی گفته بود اگر من چنین طرف‌دارانی داشتم دنیا را می‌گرفتم! … بنده با شناختی که از اوضاع نجف و بیوت علما و بزرگان داشتم می‌دانستم که اگر آقای شیرازی به همین ترتیب و بدون یک حامی و پشتیبان قوی به کارش ادامه بدهد، دیگران عرصه را بر او به کلی تنگ خواهند کرد و حتی نمی‌گذارند که ایشان در عراق بماند و به زندگی معمولی خویش بپردازد؛ تا چه رسد به ادعای مرجعیت، حضرت امام را به عنوان مرجع اعلم معرفی نماید تا اولاً از خطراتی که ایشان را تهدید می‌کند در امان بماند و پانیاً از پشتیبانی و حمایت امام در آینده برخوردار شود. روی این حساب، من دغدغه فکری‌ام را با آقای سیدمنیرالدین شیرازی[۲] که از دوستان بود در ضمن با آقای شیرازی هم دوست و رفیق و هم‌شهری بود، در میان گذاشتم و از ایشان خواستم که در این زمینه با آقای شیرازی گفت‌وگو کند و به ایشان گوش‌زد نماید که اگر ایشان خواسته باشد در وضعیت کنونی بر ادعای مرجعیت خود پافشاری کند، افراد صاحب نفوذی هستند که می‌توانند اجتهاد وی را نیز زیر سئوال ببرند و انکار کنند و در این صورت در سالیان بعد هم ایشان نمی‌تواند وارد عرصه مرجعیت شود، به همین جهت بهتر است ایشان فعلاً از دعوای مرجعیت دست بردارد و امام را به عنوان مرجع تقلید معرفی کند. به این ترتیب آقای سیدمنیرالدین به ملاقات آقای شیرازی رفت و در این مورد با ایشان گفت‌وگو کرد … موقعی که من خدمت ایشان [آقای سیدمنیرالدین] رسیدم گفت: جواب آقای شیرازی این بود که دوستان صلاح ندیدند که من، مردم را به آقای خمینی ارجاع بدهم؛ بنابراین بنده بر سر همان ادعای مرجعیت و الامام المجدد بودن هستم و خداوند ما را از شر اغیار حفظ خواهد کرد. (صص ۱۷۱-۱۶۹)

آیت الله سید محمد شیرازی

آغاز حملات علیه آقای شیرازی

همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد با رحلت [آیت‏‌الله العظمی] آقای حکیم و به عرصه آمدن مراجع جدید، حملاتی علیه آقای شیرازی تدارک دیده شد. [آیت‌‏الله العظمی] آقای خویی و [آیت‏‌الله العظمی] آقای شاهرودی هر یک به طور جداگانه اعلامیه‌ای علیه ایشان صادر کردند. آقای شاهرودی در اعلامیه‌اش متذکر شده بود که آقای شیرازی مجتهد نیست و شاهد بر این مدعا، نیز استاد وی آقای شیخ یوسف حائری است که در نوشته‌ای تصریح کرده، آقای شیرازی به حد اجتهاد نرسیده است. در مرحله بعد حملات، شدت بیشتری پیدا کرد و مرحوم آقای خویی در سئوالی که از ایشان شده بود طوری جواب داده بود که حیثیت ایشان خدشه دار شد … مرحوم آقای خویی در جواب مرقوم کرده بود که کار این سید، شبه‌ناک است و دادن وجوهات به وی جایز نیست.(صص۱۷۳)

آیت الله سید محمد شیرازی

سکوت حضرت امام در قبال اعمال و رفتار آقای شیرازی

با این که در بدو ورود امام به عراق و به ویژه شهر کربلا آقای شیرازی استقبال شایانی از ایشان کرد و رابطه خوب و گرمی بین‌شان پدید آمد، منتهی بعداً این ارتباط به سردی گرایید و در سفرهای بعدی حضرت امام به کربلا، توجهی از سوی آقای شیرازی نشان داده نمی‌شد و یا وقتی ایشان به نجف می‌آمد به ملاقات حضرت امام نمی‌رفت. به هر حال این وضعیت به همین صورت تا زمان عزیمت آقای شیرازی به کویت ادامه یافت اما بعد از استقرار ایشان در کویت، دوستان و حامیان ایشان حملاتی را علیه امام ترتیب دادند و شروع به بدگویی و بستن اتهام‌های ناروا علیه ایشان کردند و در این زمینه بعضی از نزدیکان آقای شیرازی به ویژه فالی[۳] با تفسیق و حتی تکفیر حضرت امام کار را به اوج خود رساندند و این ناسزاها از آن زمان و حتی بعد از ورود آقای شیرازی به ایران ادامه یافت.

در زمینه مسائل سیاسی نیز بعضی از دوستان و هواداران حضرت امام مثل آقای محتشمی[۴] و آقای فردوسی‌پور[۵] که برای سخنرانی و امور دیگر به کویت می‌رفتند، نقل می‌کردند که بیت و بیرونی آقای شیرازی، پاتوق مأموران ساواک ایران است و خود ایشان هم به ما توصیه می‌کند که دست از مبارزه علیه شاه برداریم و سخنی بر ضد رژیم نگوییم. آقای مهری[۶] که نیز از طرف‌داران سرسخت امام و نماینده ایشان در کویت بود، به جهت آشنایی با کارها و فعالیت‌های سیاسی سیدمحمدشیرازی، وی را تکفیر و حتی ایشان را از شاه بدتر می‌دانست. (صص۱۷۳ـ۱۷۴)

امام و آقای شیرازی

با وصف حال حضرت امام در تمام این مراحل از موضع‌گیری صریح و علنی درباره ایشان از نشر سیاسی و همچنین اجتهاد و عدالت خودداری می‌کرد. یادم می‌آید که یک بار جمعی از کویتی‌ها که علی‌الظاهر وادار شده بودند، خدمت امام رسیدند و درباره آقای شیرازی و این که ایشان مجتهد و عادل هست یا نه، سئوال نمودند؛ ولی حضرت امام نفیاً یا اثباتاً جوابی ندادند که موجب ناراحتی این‌ها و بعضی از بزرگان مثل آقای خویی شده بود. (ص۱۷۴)



بر این اساس مرجعیت سید صادق به گونه ای کاملا سهل حاصل گردید؛ زیرا تشکیلات حزبی کربلاییها در زمان حیات سید محمد مبادرت به طرح مرجعیت سید صادق نموده و موجب شد تا پس از وفات سید محمد در ۲۷ آذر ۱۳۸۰ هجری شمسی، مرجعیت عامه به گونه ای کاملا برنامه ریزی شده و به صورتی امری بدیهی بر سید صادق اطلاق گردد؛ از این جهت تشکیلات حزبی سید محمد طی ۴۰ سال فعالیت مداوم و سازمان یافته وی و ارتباط ایشان با همه کربلایی‌ها در اقصی نقاط جهان موجب شد تا حرکت یک‌نواخت و برنامه ‌ریزی شدهای از برای مرجعیت سید صادق به جای برادر در زمان حیات سید محمد آغاز گردد؛ حرکتی ویژه ای که در نهایت موجب شد تا بعد از فوت ایشان در شهر قم، عملا سید صادق به عنوان بزرگ خاندان شیرازیها، به سرعت مبدیل به آیت الله العظمی و معروف به مرجع عالیقدر جهان تشیع گردد. 



مبدل سازی سید صادق به آیت الله العظمی در سال ۱۳۸۰ هجری شمسی، همراه با گسترش شدید فضای رسانه ای و تغییرات اساسی در روند اطلاع رسانی و ارتباطات در ایران و به طور کلی در سطح جهان بود؛ موضوعی که سبب شد تا روند فعالیت حزب کربلاییها حول بیت شیرازی، ماهیتی سایبری یافته و فعالیتهای فرقه ی شیرازی در حوزه های مختلف، بر بهره کشی حداکثری ایشان از ظرفیت فضای سایبر و حول استفاده ی حداکثری از قاب مدیا (Medium) استوار گردد. 





البته از آنجا که فرقه ی شیرازیها امام حسین علیه اسلام را ما یملک خود دانسته و امر مرجعیت را ودیعه ای الهی در خاندان خود می دانند، لذا حضور پر رنگ این فرقه در فضای سایبر نیز عموما با بِرند و عنوان امام حسین و مرجعیت همراه بوده و این همه در حالی است که فعالیتهای رسانه ای سید صادق را نمی توان منحصر در تمرکز ایشان بر موارد اختلافی میان شیعه و اهل سنت دانست و حضور فعال ایشان در تعارض با نظام اسلامی، به عنوان ام القری، به گونه ای ویژه قابل ملاحضه می باشد که مصداق آن را می توان در نقش این فرقه و شبکه های ایشان، طی وقایع فتنه ی ۱۳۸۸، به روشنی پیگیری نمود. 

به عبارتی دیگر، اگر چه سید صادق همانگونه که هیچ گاه سید محمد با نظام اسلامی دل صاف ننمود، همواره بر مخالفت با جمهوری اسلامی مصر می باشد، اما اصرار او در زمان آیت الله العظمی، بر خلاف برادرش سمت و سویی جدید به خود گرفته و در این راستا فرقه ی شیرازی‌ها حتی از جسم سید محمد برای اعلام مواضع سیاسی‌شان علیه نظام جمهوری اسلامی دریغ نکرده و علی‌رغم اینکه به دستور رهبری در صحن حرم حضرت معصومه برای قبر سید محمد شیرازی جایابی صورت گرفته بود، اما فرقه ی شیرازی در یک اقدام کاملا هماهنگ، تشییع جنازه سید محمد را به یک میتینگ سیاسی مبدل و اقدام به ایجاد بلوا و آشوب در قم نمودند که در این میان اگر چه نیروهای امنیتی در مقابل ایجاد چنین آشوبی ایستادگی کرده و تابوت سید محمد شیرازی را برای دفن به حرم مطهر انتقال دادند، اما این ماجرا تا سال‌ها مستمسکی از برای فحاشی و حمله فرقه ی شیرازی به شخص مقام معظم رهبری و ابراز انزار از نظام جمهوری اسلامی قرار گرفت.

همچنین رویکرد شیرازیها در اصرار بر تقابل خود با نظام اسلامی موجب شد تا این فرقه در طی فتنه ی ۸۸، به صورت کامل در برابر نظام اسلامی بسیج نماید که در این راستا حضور فعال شخص سید صادق در دوران فتنه و سخنرانیهای عجیب وی در دفاع از منافقین و بهاییان و اهانت کنندگان به امام حسین علیه السلام را می توان مصداقی بارز از برای سمت و سوی جدید فعالیت ضد نظام اسلامی فرقه ی شیرازیها ارزیابی نمود؛ سمت و سویی جدیدی که موجب شادمانی گسترده و حمایتهای بی دریغ آمریکاییها و انگلیسیها از این فرقه و در اختیار قرار دادن مقادیر قابل توجهی از امکانات به منظور تحقق اهداف ایشان گردیده است. 

بخشی از سخنرانی سید صادق شیرازی در تاریخ ۲۴ بهمنماه ۱۳۸۸ هجری شمسی:

“جوونا گول نخورید مثل پدراتون که بعضیهاشون گول خوردن نشید تاریخ پیغمبر رو خودتون بخونید هر چی میگن نگید راست میگه! نگید درست میگه… کشور اسلامی مردمش انقلاب میکنن برید ببیند اون وقت این حکومتی که به اسم مردم اومده با باتوم میاد میزنه مردم رو! این اسلام نیست! این زیبا نیست! با این اسلام می خوایم دنیا رو دعوت کنیم به اسلام! مگه منافق رو باید کشت؟ پیغمبر خدا یه دونه منافق نکشتن!!…. وقتی در حکومت اسلامی ملت خودش رو به خاطر اینکه یه تظاهرات کرده با باتوم میزنه میکشه به خاک و خون میکشه چه توقع هست توقعی هم ندارم … خزی دنیاست که خود ملت خودشون لعن شون میکنه شب نامه ضدشون می نویسه یه خورده توسعه پیدا کرد انقلاب می کنه اون رو هم میکُشه یا حبس میکنه … فکر میکنید کشور اسلامی اسمش فقط اسلامیه پیغمبر همین بودن این مسئولیت من و شماست در هر مسئولیتی هستیم هر قدر قدرت داریم اینو به دنیا نشون بدیم تاریخ پیغمبر خدا رو نشون بدیم.”

در مجموع فرقه شیرازیها امروزه تحت سرپرستی سید صادق، علاوه بر آنکه وهن شیعه، در منظر عموم انسانهای مسلمان و غیر مسلمان فراهم می سازد؛ مواضع وحدت بخش امام امت در بیداری اسلامی را نیز هدف هجوم خود قرار داده و با تزریق منابع نامعلوم و البته نامحدود مالی، اقدام به فحاشی و توهین به مقدسات اهل سنت نموده و با ترویج برخی شعائری که موجب تفرقه اساسی بین برادران سنی و شیعه می شود، همانند تشویق به برگزاری و نمایش رسانه ای هفته برائت در طول هفته وحدت و ترسیم و ترویج رسانه ای عید غدیر ثانی، بر موضع طرفداری احمقانه از شیعه برآمده و در عین حال با فحاشی نسبت به مقام معظم رهبری، بعد از تکفیری ها، تنها جریان مسلمانی محسوب می شوند که علیه سید حسن نصرالله در لبنان فعالیت می کنند.

و این همه در حالی است که باید دانست که اگر چه روزگانی امام خمینی رحمه الله علیه به تبیین حد و مرزی جدید از دشمنی دشمنان تحت لوای اسلام مبادرت و اسلام آمریکایی را در قاعده ی عُمالی همچون سران برخی از کشورهای عربی ترسیم فرمودند؛ در این زمان نیز امام خامنه ای حفظه الله به تبیین حد و مرزی جدید از دشمنی دشمنان تحت لوای به ظاهر شیعه اقدام فرموده و شیعه ی انگلیسی را ترسیم و می فرمایند:

دشمنان دنیای اسلام دنبال این فکرند، دنبال این نقشه‌اند. خوب فهمیدند که اگر در دنیای اسلام مذاهب اسلامی گریبان یکدیگر را بگیرند و کشمکش با همدیگر را شروع کنند، رژیم غاصب صهیونیست نفس راحتی خواهد کشید؛ این را خوب فهمیدند، درست فهمیدند؛ لذا از یک طرف گروه‌های تکفیری را به راه می‌اندازند که نه فقط شیعه را تکفیر کنند، بلکه بسیاری از فِرق اهل سنّت را هم تکفیر کنند؛ از آن طرف هم یک عدّه مزدور را به راه بیندازند که برای این آتش هیمه فراهم کنند، بنزین روی آتش بریزند؛ که می‌بینید، می شنوید، یا خبر دارید. وسائل ارتباط جمعی و رسانه در اختیار اینها می گذارند؛ در کجا؟ در آمریکا! در کجا؟ در لندن! آن تشیّعی که از لندن و از آمریکا بخواهد برای دنیا پخش بشود، آن تشیّع به درد شیعه نمی خورد.
بیانات امام خامنه ای در دیدار با کارگزاران حج در تاریخ ۲۰ شهریورماه ۱۳۹۲ هجری شمسی

سید صادق حسینی شیرازی

سید صادق حسینی شیرازی

Sirazi.jpg

نام کامل :سید صادق حسینی شیرازی

اطلاعات علمی:


تاریخ تولد

۲۰ ذی‌الحجه ۱۳۶۰

۱۸ دی ۱۳۲۰

زادگاه

کربلا Flag of Iraq.svg عراق

محل تحصیل

کربلا

محل زندگی

قم

استادان

میرزا مهدی حسینی شیرازی (پدر وی)

سید محمد حسینی شیرازی

سید هادی میلانی

محمد رضا اصفهانی

محمد شاهرودی

محمد صدقی مازندرانی

شیخ جعفر رشتی

سید کاظم مدرسی



افشاگری پیرامون برخی اشخاص و جریان ها

شیرازی ها

افشاگری پیرامون پشت پرده برخی شبکه های ماهواره ای و جریانات تفرقه افکن


 دانلود کلیپ صوتی 22.9 مگابایت

 

پی نوشت:

...خوب فهمیدند که اگر در دنیاى اسلام مذاهب اسلامى گریبان یکدیگر را بگیرند و کشمکش با همدیگر را شروع کنند، رژیم غاصب صهیونیست نفس راحتى خواهد کشید؛ این را خوب فهمیدند، درست فهمیدند؛ لذا از یک طرف گروه‌هاى تکفیرى را به راه مى‌اندازند که نه فقط شیعه را تکفیر کنند، بلکه بسیارى از فِرق اهل سنّت را هم تکفیر کنند؛ از آن طرف هم یک عدّه مزدور را به راه بیندازند که براى این آتش هیمه فراهم کنند، بنزین روى آتش بریزند؛ که مى‌بینید، میشنوید، یا خبر دارید. وسائل ارتباط جمعى و رسانه در اختیار اینها میگذارند؛ در کجا؟ در آمریکا! در کجا؟ در لندن! آن تشیّعى که از لندن و از آمریکا بخواهد براى دنیا پخش بشود، آن تشیّع به درد شیعه نمیخورد... رهبر انقلاب